الان اومدم آخرین پیغام خودمو بزارم .....
تو زندگی هیچ وقت به اندازه ی امروز احساس تنهایی و نا امیدی نمیکردم ....
تا امروز با بودن در کنار شما امید به زندگی و شادی داشتم . اما ...............
دیگه خسته شدم ......
امروز من با همه چیز خداحافظی میکنم......
دوستان گلم ... امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید و هیچ وقت به سرنوشت من دچار نشید
دوست دار همیشگی شما ....................احسان
من دستهایم را پل خواهم کرد
تا تو بهار را از غبار
چشمهایم عبور دهی
حتی ...............
برای گذشت از خاطره از ذهن........!!!
.......
.........امیدوارم هنوز حرفهای خودت یادت باشه
روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم......
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست.....
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام
تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست
تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست
تنهائي را دوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند
Love is like a flower which blossoms with trust ![]()
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
.......................احسان
Love is like a flower which blossoms with trust ![]()
می رسد روزی که بی من روزها را سر میکنی
قصه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
کاش ای تنها امید زندگی.......... میتوانستم فراموشت کنم
یا شبی در اتش سوزان دل.......... در نهیب سینه خاموشت کنم
کاش احساس نیاز دیدنت
چون وجودت
از وجودم دور بود..................![]()
خدايا شاهد تنهايي ام باش
بين غم ها تنها ناجي ام باش
پر پرواز من دیريست بسته
تو بگشا و در آزادي ام باش
اسير موج هاي تند خشم
تو آرام دل دريايي ام باش
دل خسته خريداري ندارد
تو خواهان صفاي ذاتي ام باش
در اين آشفته بازار محبت
تو تنها شاهد ارزاني هم باش
تنها شدم خدایا ..حالا دیگه به چی امید داشته باشم .؟؟؟
عشق ورزیدن خطاست
حاصلش دیوانگیست
عشق بازان جملگی دیوانه اند
عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند
عشق کو
عاشق کجاست
معشوق کیست
جنبش نفس است که عشقش خوانده اند
آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما
گر بیابد بیشتر
گر ببیند دلبران تازه تر
عشق عالم سوز خاموش می شود
چهره ی ما هم فراموش می شود
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
بهترین دوستم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد
......................احسان
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن وزلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد. هر چه که از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.
عشق در غالب دلها ، در شکلها و رنگهای متشابهی ، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است. اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاصی از خود به نمایش می گذارد.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند. عشق طوفانی و متلاطم است اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار است و سرشار از نجابت. عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است و اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود . عشق جوششی یک جانبه است و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه است و می ماند و گاه میان دو بیگانه نا همانند ، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجاست که گاه ، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند ، احساس می کنند که همدیگر را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق فراوان است.
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود . در حقیقت ، در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیمای همدیگر می خوانند و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند و ممکن است که دو نفر در عین رودربایستی ها احساس خودمانی بودن بکنند و این حالت به قدری ظریف و فرار است که به سادگی از زیر دست احساس می گریزد و سپس طعم خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود.
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهم و اندیشه به بار نمی آورد. اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ا زسر حد عقل فراتر می رود و فهم و اندیشه را از زمین بلند می کند و با خود به قله اشراق می برد.
عشق زیبائیهای دلخواه را در دوست می آفریند و دوست داشتن زیبائیهای دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق یک فریب بزرگ و قویست و دوست داشتن یک صداقت راستین ، صمیمی ، بی انتها و مطلق.
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن بصیرت می بخشد.
.......................احسان
رسيدن به تو خياله مي دونم
تو ميگي يه روزي مال من ميشي
اما موندنت محاله مي دونم
تو ميگي شبا دعامون مي کني
چشمه چاهت زلاله مي دونم
توي آسمون سرنوشت ما
ماه کامل مهاله مي دونم
تو ميگي پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله مي دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله مي دونم
طاقتم ديگه داره تموم ميشه
صبر تو رو به زواله مي دونم
آره مي ري و نمي پرسي که اين
دل عاشق در چه حاله مي دونم



